«ديروز فردى که مانع پيشرفت شما در اين اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشييع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنيم.»
در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم، دانش عشق و باقی
احساسات . روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان
کردند.
اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند. زمانیکه دیگر چیزس از جزیره روی آب نمانده بود عشق تصمیم گرفت
تا برای نجات خود از دیگران کمک بخواهد. در همین زمان او از ثروت با کشتی یا شکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک
خواست.
"ثروت، مرا هم با خود می بری؟"
ثروت جواب داد:
"نه نمی توانم. مفدار زیادی طلا و نقره در این قایق هست. من هیچ جایی برای تو ندارم."
عشق تصمیم گرفت که از غرور که با قایقی زیبا در حال رد شدن از جزیره بود کمک بخواهد.
"غرور لطفاً به من کمک کن."
"نمی توانم عشق. تو خیس شده ای و ممکن است قایقم را خراب کنی."
پس عشق از غم که در همان نزدیکی بود درخواست کمک کرد.
"غم لطفاً مرا با خود ببر."
"آه عشق. آنقدر ناراحتم که دلم می خواهد تنها باشم."
شادی هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غدق در خوشحالی بود که اصلاً متوجه عشق نشد.
ناگهان صدایی شنید:
" بیا اینجا عشق. من تو را با خود می برم."
صدای یک بزرگتر بود. عشق آنقدر خوشحال شد که حتی فراموش کرد اسم ناجی خود را بپرسد. هنگامیکه به خشکی رسیدند
ناجی به راه خود رفت.
عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجی خود مدیون است از دانش که او هم از عشق بزرگتر بود پرسید:
" چه کسی به من کمک کرد؟"
دانش جواب داد: "او زمان بود."
"زمان؟ اما چرا به من کمک کرد؟"
دانش لبخندی زد و با دانایی جواب داد که:
"چون تنها زمان بزرگی عشق را درک می کند."
خروسه بالاي ديوار بوده، يه دفعه از توي خيابون يه ماشين حمل مرغ زنده رد ميشه، خروسه داد ميزنه: بچهها بيايين، سرويس دخترا اومد
وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد: معلمینی که چون شمع می سوزند، تا پایان سال ۸۶ گازسوز خواهند شد
در عشق اگر عذاب دنیا بکشی / با اشک دودیده طرح دریا بکشی
تا
خلوت من هزار فرصت باقیست / تنها نشدی که درد تنها بکشی
فقط ميدانستم بايد رفت
من اگه هر کاری
کردم
فقط به خاطر تو بود
نه اینکه تو خیال کنی
دلم هوادار تو
بود
گفتم که باورم کنی
که بودنم بهانه بود
سرود سرد عاشقا
نگاه
عاشقانه بود
هوای خیس بارونی
غروب دلتنگی نبود
فقط برای عشق
ما
اینهمه یکرنگی نبود
بودن که تا بودنشون
عشق رو برامون
بیاره
نه اینکه فریاد بزنی
بگی که فایده نداره
معنی این ۵ علامتو یاد بگیر :
۱- @
دورت بگردم ،
۲ـ #
اسیرتم ،
۳- $
همه هستیمی ،
۴- W
تاج سرمی ،
۵- ۷۸۷۸
پائین بری بالا بری .. دوستت دارم